ا

ثـاقـب زهـرا

برکه ای در همین نزدیکی ست
با نیلوفری در آن
در انتظار دیدار ساحل
آه
چه انتظاری عبث
هرگز نشود این دیدار
تا زمانی که اشک برگهایش در برکه جاریست
نرسد به ساحل

آخرین مطالب
  • ۹۴/۱۲/۲۱
    من
محبوب ترین مطالب
پیوندها
حدیث موضوعی

تعبیر خواب آنلاین


  • انجمن

  • استخاره آنلاین با قرآن کریم
    
    فال حافظ

    ابزار فال حافظ


    قالب

    قباله فدک و پرسش های فرا رو

    دوشنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۲، ۰۶:۵۸ ب.ظ

    ماجرای پاره کردن قباله فدک توسط عمر، حکایت جانسوزی است که بخشی از مصائب حضرت زهرا را به خود اختصاص داده است.

    منابع اهل سنت _ هر چند به تحریف و سانسور برخی حوادث این ماجرا دست زده اند ــ اما برخی از آن ها، واقعه پاره کردن قباله فدک توسط عمر را پذیرفته اند و بدان تصریح نموده اند.

    به عبارت دیگر، منابع شیعه و سنی، در این فراز از ماجرای غصب فدک، با یکدیگر اتفاق نظر دارند.

    با این وجود، دکتر اصغر قائدان در کتابش به نام «تحلیلی بر منابع سیاسی علی بن ابی طالب ، صفحه 96» ــ ذیل ماجرای فدک ــ می نویسد:

    «در نهایت پس از استدلال قوی فاطمه و علی ، خلیفه فدک را طی نامه ای به او بازگردانید. ولی عمر در قضیه دخات کرد و حکم بازگشت فدک را گرفته، و پاره کرد... البته باید در پذیرش این روایت، کاملا احتیاط کرد؛ زیرا، صحیح به نظر نمی رسد عمر توانسته باشد حکم صادره از سوی ابوبکر را پاره کند. حتی اگر چنین قدرتی هم می داشت، این اندازه می دانست که به مصلحتش نیست که چنین کاری کند...»!

    در این نوشتار کوتاه برآنیم تا بر اساس منابع اهل سنت و با ارائه شواهد نقص تاریخی، به استبعاد های فوق پاسخ دهیم.

    بدیهی است که در صورت اثبات وقوع حوادثی مشابه با «ماجرای پاره کردن قباله فدک»، بطلان نظریه ارایه شده توسط دکتر اصغر قائدان نیز آشکار می گردد.

    گفتار یکم

    آشنایی با ماجرای قباله فدک

    الف ــ اعتقاد شیعیان (به گزارش اهل سنت)

    ابن ابی الحدید معتزلی (متوفای 656) می نویسد:

    و اما آن چه راوبان اخبار از بزرگان شیعه در کتاب هایشان روایت کرده اند که:

    آن دو، او (=حضرت زهرا ) را خوار ساختند و سخنان درشتی به گوش او رساندند؛ و این که : هنگامی که عمر حاضر نبود، ابوبکر دلش برای او سوخت و قباله ای برای [مالکیت] فدک برای او نوشت؛ پس هنگامی که [حضرت زهرا ] با آن [قباله] بیرون آمد، عمر او را یافت، پس دستش را به سمت آن دراز کرد تا به زور آن را بگیرد، اما [حضرت زهرا ] او را[از این کار] بازداشت، پس [عمر] با دستش به سینه او کوبید و هلش داد و قباله را گرفت و بعد از این که در آن آب دهان انداخت و [نوشته] آن را پاک کرد، پاره اش نمود...1

    ب) دیدگاه سنّیان

    علی بن برهان الدین حلبی (متوفای 1044) به نقل از : سبط بن جوزی حنفی (متوفای 654) می نویسد:

    او (= ابوبکر) برای فاطمه درباره فدک، قباله ای نوشت. عمر ند او (= ابوبکر) آمد و گفت: این چیست؟

    گفت : برای فاطمه نوشته ام... سپس [عمر] آن نوشته را گرفت و آن را پاره کرد.2

    گفتار دوم

    شواهد نقص نظریه قائدان

    الف) ماجرای پاره کردن قباله بخشش مالیات بحرین

    طبری (متوفای 310) می نویسد:

    و زبرقان و اقرع به نزد ابوبکر آمدند و گفتند : خراج بحرین را برای ما قرار بده و [در عوض ما نیز] برای تو ضمانت می کنیم که از قوم ما احدی مرتد نگردد. پس ابوبکر این کار را کرد و نامه [خراج بحرین] را نوشت و کسی که بین آن ها رفت و آمد می کرد [و واسطه بود]، طلحة بن عبیدالله بود. آن ها شاهدانی را برای سند به گواهی گرفتند که یکی از آن ها [که می خواستند به گواهی بگیرند] عمر بود.

    پس هنگامی که آن نامه را نزد عمر آوردند، در آن نگاه کرد و گواهی نداد... سپس نامه را تکه تکه کرد و آن را محو نمود...3

    ب) ماجرای پاره کردن قباله بخشش زمین کشاورزی

    ابن ابی الحدید معتزلی (متوفای 656) می نویسد:

    عیینة بن حصن و اقرع بن حابس نزد ابوبکر آمدند و گفتند: ای جانشین پیامبر خدا! نزد ما زمین شوره زاری است که در آن گیاهی [نیست] و منفعتی وجود ندارد؛ پس اگر صلاح می دانی آن را به ما واگذار کن تا ما در آن کشت و کار کنیم! به امید این که خداوند بعد از امروز با آن سودی برساند!

    ابوبکر به مسلمانانی که در کنارش بودند گفتت: نظر شما چیست؟ گفتند: اشکالی ندارد. پس او برای آن دو قباله ای نوشت و گواهانی را بر آن شاهد گرفت، در حالی که عمر حاضر نبود، پس آن دو به نزد او رفتند تا بر آن قباله گواهی هد و او را در حالی یافتند که ایستاده بود و با صمغ درخت شتری را چرب می کرد.

    به او گفتند: جانشین پیامبر خدا برای ما این قباله را نوشته است و نزد تو آمده ایم تا بر آن گواهی دهی... پس چون محتویات آن را شنید، آن را گرفت و در آن آب دهان انداخت و آن را پاک نمود...4

    ج) ماجرای پاره کردن قباله پرداخت سهم «مؤلفة قلوبهم»

    عبدالله موصلی (متوفای 683) و ابوبکر زبیدی (متوفای 800) می نویسند:

    کسانی که دلهایشان [به وسیله دریافت بخشی از زکات، به سوی اسلام] نزدیک می شد، بعد از پیامبر نزد ابوبکر آمدند تا طبق عادتشان برای آن ها [سهمشان را از زکات] بنویسد. پس او این مطلب را برای آنان نوشت.

    آن ها آن نوشته را نزد عمر بردند تا دست خط او را [نیز به عنوان تأیید] بر آن نوشته بگیرند، ولی او آن قباله را پاره کرد...5

    جمع بندی شواهد نقص

    علی محمد میر جلیلی در کتاب «مام علی  و زمامداران» صفحه 62، می نویسد:

    «استقلال عمر در بربر خلیفه اول به جایی رسید که به فرمان او گوش نمی داد، چنانکه قضاوت خلیفه را در مورد فرزندش عاصم نپذیرفت.

    آن جا که ابابکر حکم کرد: حق نگه داری کودکش (= عاصم که عمر، مادر او را طلاق داده بود) با مادربزرگش باشد. عمر با وجود حکم ابابکر آن را رد نمود و فرزندش را گرفت6

    از این رو اشعث بن قیس به عمر می گفت: سرّ آن که من نسبت به ابابکر نافرمانی می کنم آن است که تو دستور های او را زیر پا می گذاری.» 7

     


    1- شرح نهج البلاغه، ج16 ، ص 234.

    2- السیرة الحلبیّه، ج 3 ، ص 362 ، چاپ: المکتبة الإسلامیة/ دار إحیاء التراث العربی، بیروت.

    3-تاریخ الامم و الملوک، ج 3، ص 275، چاپ : دار التراث، بیروت.

    در ادامه نقل فوق می خوانیم: پس طلحه خشمگین شد و به نزد ابوبکر آمد و گفت: تو امیر هستی یا عمر؟

    ابوبکر گفت: عمر؛ اما باید از من اطاعت کنید.

    4-شرح نهج البلاغه، ج12 ، ص 58.

    در ادامه نقل فوق می خوانیم: پس در حالی که آن دو خشمگین بودند به نزد ابوبکر رفتند و گفتند: به خدا ما نمی دانیم تو امیر هستی یا عمر؟

    او گفت: البته هرگاه بخواهر اوست.

    5-الإخیار لتعلیل المختار، ج1، ص118، چاپ: دار الدعوه، استانبول؛ الجوهرة النیّرة و هو شرح علی مختصر القدوری، ج2، ص 164، چاپ: المطبعة الخیریّة.

    در ادامه نقل فوق می خوانیم:

    پس آن ها به نزد ابوبکر بازگشتند و به او گفتند: تو خلیفه هستی یا او؟

    گفت: او...

    6- المصنّف (تآلیف : صنعانی)، ج7، ص155، بیروت.

    7-شرح نهج البلاغه (تألیف: ابن ابی الحدید)، ج2 ، ص 32

    نظرات  (۲)

    متشکر از شما.
    یا علی..
    (استفاده کردیم)
    پاسخ:
    ممنون از حضورتون
  • محمد علیزاده
  • جامع و کامل
    احسنت
    خدا خیرتون بده
    پاسخ:
    ممنون از شما
    لطف دارید

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">